تبليغاتX
مهر واره - نامه هایی به خدا

نامه‌اي به خدا

یکی از بخشهای پر مخاطب مهرواره غرفه ای بود که کودکان در آن به خدای خود نامه می نوشتند.

در زیر تعدادی از این نامه ها را می آوریم.

ابوالفضل رحيمي اول راهنمايي

اي مهربان مهربانان.

خدايا تو آسمان و ابر و خورشيد را آفريدي. تو ما را آفريدي. تو اين همه نعمت را آفريدي ولي در عوض از ما خواستي كه به دستوراتت كه گفتي عمل كنيم. خدايا من از تو مي‌خواهم همه‌ي مريضها را شفا بدي. پدر و مادر من را سالم نگه داري و من را يك لحظه به حال خود وانگذاري. خدايا چند سالي است كه فكري ذهن مرا مشغول كرده كه تو چطور قبل از اينكه هيچكس نبود بودي و ما را خلق كردي. امسال توفيق شد به مكه رفتم ولي نتوانستم جواب سوالم را پيدا كنم. از تو مي‌خواهم در ترم اول و دوم معدل من 20 باشد و ماشين ما ماكسيما باشد و ان‌شاالله توفيق كند دوباره بيايم و خانه‌ات را زيارت كنم و سفر به انگليس و دبي و آمريكا بروم.

ايمان روانبخش اول راهنمايي

به نام او كه هر چه داريم از اوست.

من اول از خداوند مي‌خواهم كه به من و تمام مردم دنيا سلامتي بدهد. زيرا اگر هر چه داشته باشيم ولي سلامتي نداشته باشيم آن چيزي كه داريم به دردمان نمي‌خورد. من يكي از بندگان خدا از او مي‌خواهم به من يك 206 بدهد و يك خانه تا بتوانيم در آن زندگي كنم. من از خدا مي‌خواهم كه مرا ياري كند و من به جاهايي مانند مشهد، سوريه، مكه و كربلا بروم و با امامانم درد و دل كنم و دوست دارم امام زمان هرچه زودتر ظهور كند زيرا آقامون از دست ما گله داره و خيلي از دست ما ناراحت است بخاطر همين دوست داريم زودتر ظهور كند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 12:30  توسط احمد  |