|
كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، آينه تمامِ پاكيها دنياي پاك كودكي، دنياي هزاران رنگ و هزاران هزار قصه است. آدم تا وقتي كه بچه هستي، يك آسمان آبي را براي خودت ميتواني هزاران رنگ بزني و براي تنها عروسكت هزاران قصه درست كني. كودك در كنار تخيل قوي خود آينهاي را ميطلبد براي انعكاس بهترينها خيلي از بزرگترها براي كودكانشان نقش آينهاي كدر را بازي ميكنند و اينجاست كه وقتي آينهي وجود كودك. كدري آينهي بزرگترهايش را نشان ميدهد بزرگترها به جاي اينكه كدري را به سفيدي تبديل كنند، آينه را ميشكنند. اينجاست كه جامعه نقشش آشكار ميشود. جامعهاي كه به فكر آيندهي خود باشد ميكوشد در هر نسلي، براي كودكان آن نسل، خودش را آينه بندان كند. آينههايي كه انعكاس تصويرهايي زلال و پاك را بر قلب كودكان ما مياندازند. در دوره و زمانهاي كه فرهنگهاي مختلف ميكوشند با تمام قوا و از كوتاهترين راه بر كودكان ما تأثير بگذارند، اين خود ما هستيم كه بايد نقش يك آينهي صاف و بيكلك را براي كودكانمان ايفا كنيم و نگذاريم اين فرصت نصيب آينهداران غريبه شود. «كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان گلستان» كه از ابتداي راه خود، هميشه سعي در پرورش ذهن و انديشهي سالم در كودكان را داشتهاند، در نخستين مهروارهي سيماي انسان در قرآن نيز آمدند تا مثل هميشه طلايهدار اين مهم باشند، غرفهاي رابه خود اختصاص دادند. آن را آينهبندان كردند. تصوير آينههايشان كدر نه، كه سراسر پاكي و آرامش بود. آرامشي كه ريشه در فرهنگ ما دارد. آرامشي كه ريشه در دين و مذهب ما دارد. آرامشي كه حق هر كودك ايراني است. به جرأت ميگويم، بچهها را هيچ كجا جزغرفهي كانون راحت نديدم. آينهايي آنها را ميرساند به ذات اقدس الهي. از آنها ميخواستند كه براي خدا نامه بنويسند. شايد اگر از يك كودك 7 ساله بخواهي كه خدا را برايت تعريف كند ميگويد: خدا كسي است كه ما را آفريد. اگر دروغ بگوييم ناراحت ميشود، اگر نماز نخوانيم ناراحت ميشود....كانون فرصتي به آنها داد كه حتي اگر نخواهند اينقدر رسمي و جدي در مورد خالق خود ادعا كنند هم بتوانند. كاري كرد كه بچهها براي نامه نوشتن بيتاب شده بودند: خانم براي من صندلي نيست، كجا بنشينم؟ آقا معلم مداد، مداد ميخواهم، اجازه يك ورق به من بدهيد... مگر آنها ميخواهند براي خدا چه بنويسند؟ «خداي مهربان من رياضيام ضعيف است كمكم كن. خداي خوبم يه كاري كن مامانم هر چه زودتر آن عروسك را براي من بخرد. خدا جونم يه كاري كن تيم فوتبال كلاس ما فردا تيم كلاس پنجميها را شكست دهد...»كودك صاف است، ساده است، گاهي آرزوهايش را در يك آبنبات چوبي ميبيند و گاهي دنيايش را در جعبه مداد رنگياش. كودك به آينهاي مثل خودش نياز دارد صاف، ساده و پاك. پس بياييد همه ما مثل كودكان شويم. مطمئناً ضرر نخواهيم كرد.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 12:27  توسط احمد
|
|
|